کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : در یک نقطه جمع کردن
تلفظ بین المللی :
/dˈar jˈek nˈoq1teː dʒˈamʔ kˈardan/
تلفظ :
[d'aR j'ek n'oq1te: dZ'am? k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ازدیاد خون در یک نقطه
ثابت در یک نقطه
نور متمرکز در یک نقطه
در یک بلوک
در یک جزء
در یک خط مستقیم واقع شونده
در یک ردیف قرار گرفتن
در یک زمان اتفاق افتادن
در یک طرف
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
localize
(فعل)
متمرکز کردن، محلی کردن، موضعی ساختن، محدود بیک ناحیه کردن، در یک نقطه جمع کردن
localise
(فعل)
محلی کردن، موضعی ساختن، محدود بیک ناحیه کردن، در یک نقطه جمع کردن
کلمات مرتبط
ازدیاد خون در یک نقطه
ثابت در یک نقطه
نور متمرکز در یک نقطه
در یک بلوک
در یک جزء
در یک خط مستقیم واقع شونده
در یک ردیف قرار گرفتن
در یک زمان اتفاق افتادن
در یک طرف
نظرات