کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : در کار بودن
تلفظ بین المللی :
/dˈar kˈɑr bˈuːdan/
تلفظ :
[d'aR k'AR b'u:dan]
پیمایش سریع
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
کار در بردن
حال وهوای کاری را داشتن یا در یا توی حال وهوای کاری بودن
پای کسی درکار یا درمیان بودن
در کار دیگری مداخله کردن
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
لگد در کار زدن
از کار در امده
استاد در کار خود
انقباض ماهیچه در اثر کار زیاد
واژه نامه بختیاریکا
واژه نامه بختیاریکا
به دَو
کلمات مرتبط
کار در بردن
حال وهوای کاری را داشتن یا در یا توی حال وهوای کاری بودن
پای کسی درکار یا درمیان بودن
در کار دیگری مداخله کردن
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
لگد در کار زدن
از کار در امده
استاد در کار خود
انقباض ماهیچه در اثر کار زیاد
نظرات