کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه در-پی-چیزی-بودن | کلماتور
معنی کلمه : در پی چیزی بودن
تلفظ بین المللی :
/dˈar pˈej tʃˈizi bˈuːdan/
تلفظ :
[d'aR p'ej tS'izi b'u:dan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
در تاریکی پی چیزی گشتن
پی درپی وبتواتر چیزی را رساندن
در پی
در پی انجام خواهش های نفس
در پی شکار گشتن
در پی ان اشنا
انفجار پی در پی کردن
پی در پی اشتباه کردن
پی در پی روح دمیدن در
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
attend
(فعل)
همراه بودن، توجه کردن، انتظار داشتن، حضور داشتن، رسیدگی کردن، مواظبت کردن، گوش کردن، در ملازمت کسی بودن، در پی چیزی بودن، از دنبال امدن، انتظار کشیدن، پرستاری کردن
کلمات مرتبط
در تاریکی پی چیزی گشتن
پی درپی وبتواتر چیزی را رساندن
در پی
در پی انجام خواهش های نفس
در پی شکار گشتن
در پی ان اشنا
انفجار پی در پی کردن
پی در پی اشتباه کردن
پی در پی روح دمیدن در
نظرات