معانی کلمه : در پذیر
لغت نامه دهخدا
درپذیر. [دَ پ َ ] ( نف مرکب ) درپذیرنده. پذیرنده :
در که نالم که دستگیر توئی
درپذیرم که درپذیر توئی.رجوع به درپذیرفتن شود.
در که نالم که دستگیر توئی
درپذیرم که درپذیر توئی.رجوع به درپذیرفتن شود.
فرهنگ فارسی
در پذیرنده پذیرنده
