Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : در و دشت

تلفظ بین المللی : /dˈar vˈa dˈaʃt/ تلفظ :‌ [d'aR v'a d'aSt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • در حدس و گمان برتری داشتن بر
  • کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
  • در و نسل
  • در و جان
  • در و درنگ هکاردن
  • در و ور
  • در و پی
  • در و پیکر
  • در و با
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

در و دشت. [ دَ رُدَ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) ( از: در به معنی دره + و + دشت به معنی هامون ) مخفف دره و دشت : چو هردو سپاه اندر آمد ز جای تو گفتی که دارد در و دشت پای.فردوسی.جهان چون بهشتی شد آراسته در و دشت یکسر پر از خواسته.فردوسی.درودشت شد پر ز گرد سوارپراکنده گشتند بر کوه و غار.فردوسی.نباید که ایمن شوی از کمین سپه باشد اندر در و دشت کین.فردوسی.بدین کین ببندند یکسر کمردر و دشت گردد پر از نیزه ...

فرهنگ فارسی

مخفف دره و دشت

کلمات مرتبط

  • در حدس و گمان برتری داشتن بر
  • کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
  • در و نسل
  • در و جان
  • در و درنگ هکاردن
  • در و ور
  • در و پی
  • در و پیکر
  • در و با
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات