کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : در محظور قرار دادن
تلفظ بین المللی :
/dˈar mˈahzur q1arˈɑr dˈɑdan/
تلفظ :
[d'aR m'ahzuR q1aR'AR d'Adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
برخورد قطار در محور سمنان دامغان
در جعبه محصور کردن
در حصار محصور کردن
در غلاف محصور کردن
در میان نرده محصور کردن
محصور در برف
محصور در خشکی
واقع در محور
در محذور
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
obligate
(فعل)
متعهد و ملتزم کردن، در محظور قرار دادن، ضامن سپردن، تکلیف کردن
کلمات مرتبط
برخورد قطار در محور سمنان دامغان
در جعبه محصور کردن
در حصار محصور کردن
در غلاف محصور کردن
در میان نرده محصور کردن
محصور در برف
محصور در خشکی
واقع در محور
در محذور
نظرات