کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : در قید حیات
تلفظ بین المللی :
/dˈar q1ˈejd hˈajɑt/
تلفظ :
[d'aR q1'ejd h'ajAt]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
در قید عبودیت ازردن
در قید گذاشتن
بی قید در امور جنسی
قید در زبان انگلیسی
بی قیدی در امور اخلاقی و جنسی
کم شدن قند در خون
در قند هندوانه
اشعث بن قیس در قران
جد بن قیس در شان نزول
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
aboveground (صفت)در بالای سطح زمین، در قید حیاتalive (صفت)در قید حیات، حساس، روشن، زنده، سرزندهliving (صفت)در قید حیات، زنده، جاندار، جاودان، حی...
کلمات مرتبط
در قید عبودیت ازردن
در قید گذاشتن
بی قید در امور جنسی
قید در زبان انگلیسی
بی قیدی در امور اخلاقی و جنسی
کم شدن قند در خون
در قند هندوانه
اشعث بن قیس در قران
جد بن قیس در شان نزول
نظرات