کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : در فروشی
تلفظ بین المللی :
/dˈar forˈuːʃi/
تلفظ :
[d'aR foR'u:Si]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تن فروشی در جمهوری خلق چین
تن فروشی در میان جانوران
دکه گوشت فروشی و خانواده مقدس در حال دادن صدقه
در معرض فروش قرار دادن
تصفیه در نقطۀ فروش
در فروش
نام در آب فروشدن
نام در اب فروش
حادثه فروریختن ساختمانی در خیابان سعادت اباد تهران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
درفروشی. [ دُ ف ُ] ( حامص مرکب ) عمل در فروش. فروختن در :
خاک دُرسا کرد خاقانی و گفت
در فروشی را دکان در بسته ام.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
عمل در فروش فروختن
کلمات مرتبط
تن فروشی در جمهوری خلق چین
تن فروشی در میان جانوران
دکه گوشت فروشی و خانواده مقدس در حال دادن صدقه
در معرض فروش قرار دادن
تصفیه در نقطۀ فروش
در فروش
نام در آب فروشدن
نام در اب فروش
حادثه فروریختن ساختمانی در خیابان سعادت اباد تهران
نظرات