معانی کلمه : در تاج
لغت نامه دهخدا
درتاج. [ دَ ] ( اِ ) گیاهی است عاشق آفتاب زیرا که به هر طرف که آفتاب گردد او نیز گردد و آنرادر عراق توله گویند. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( اوبهی ).گیاه آفتابگردان. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف ورتاج است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به ورتاج شود.
فرهنگ فارسی
گیاهی است عاشق آفتاب زیرا که به هر طرف که آفتاب گردد او نیز گردد و آنرا در عراق توله گویند .
فرهنگ اسم ها
اسم: در تاج (دختر) (فارسی، عربی) (طبیعت، گل) (تلفظ: dartāj) (فارسی: دَرتاج) (انگلیسی: dartaj)
معنی: گل آفتاب گردان، ( در عربی ) عین الشمس، ( در انگلیسی ) sun flower
معنی: گل آفتاب گردان، ( در عربی ) عین الشمس، ( در انگلیسی ) sun flower
کلمات مرتبط
- باشگاه فوتبال تاج تهران در فصل 1348
- باشگاه فوتبال تاج تهران در فصل 1350
- باشگاه فوتبال تاج تهران در فصل 1351
- باشگاه فوتبال تاج تهران در فصل 1352
- باشگاه فوتبال تاج تهران در فصل 29 1328
- باشگاه فوتبال تاج تهران در فصل 30 1329
- باشگاه فوتبال تاج تهران در فصل 50 1349
- باشگاه فوتبال تاج تهران در فصل 53 1352
- باشگاه فوتبال تاج تهران در فصل 54 1353
