معانی کلمه : در اورنده
لغت نامه دهخدا
( درآورنده ) درآورنده. [ دَ وَ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) داخل کننده. واردکننده. || فروبرنده. سپوزنده. || خارج کننده. بیرون آرنده. هَجوم. ( منتهی الارب ). رجوع به درآوردن شود.
فرهنگ فارسی
( در آورنده ) داخل کننده وارد کننده یا فرو برنده
واژه نامه بختیاریکا
( درآورنده ) درارا
