Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دخترکلو

تلفظ بین المللی : /dˌoxtarˈakluː/ تلفظ :‌ [d,oxtaR'aklu:]
لغت نامه دهخدا
  • دخترکوچک
  • دختر کلو
  • قلعه دخترلویه
  • دخترک چوپان
  • دخترکی
  • دخارلو
  • دخترخوانده
  • دخترو
  • دخترک
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دخترکلو. [ دُ ت َ ک َ ] (اِخ )ده کوچکی است از دهستان رودبشار بخش اردکان شهرستان شیراز. در 15هزارگزی شمال باختری اردکان و شوسه ٔ اردکان به تل خسروی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).


کلمات مرتبط

  • دخترکوچک
  • دختر کلو
  • قلعه دخترلویه
  • دخترک چوپان
  • دخترکی
  • دخارلو
  • دخترخوانده
  • دخترو
  • دخترک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات