Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دجال چشم

تلفظ بین المللی : /dadʒˈɑl tʃˈeʃm/ تلفظ :‌ [dadZ'Al tS'eSm]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دجال
  • دجال بزرگ
  • دجال افکن
  • دجال خلقت
  • دجال شکل
  • دجال فعل
  • دجال کش
  • دجال قاتل و پیروانش
  • خر دجال
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دجال چشم. [ دَج ْ جا چ َ / چ ِ ]( ص مرکب ) که یک دیده او کورست. یک چشم :
چرا سوزن چنین دجال چشم است
که اندر جیب عیسی یافت مأوا.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

که یک دید. او کورست یک چشم

کلمات مرتبط

  • دجال
  • دجال بزرگ
  • دجال افکن
  • دجال خلقت
  • دجال شکل
  • دجال فعل
  • دجال کش
  • دجال قاتل و پیروانش
  • خر دجال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات