دب . [ دَب ب ] (ع اِ) ج ِ دبة. (منتهی الارب ). رجوع به دبة شود.
دب . [ دَ ] (اِ) نقش و نگار که بر جامه کنند. (غیاث ). نگاری که بر جامه ها کنند. (آنندراج ).
دب . [ دَ ] (اِ) دف . دپ . چنبره ٔ پوست بر او کشیده است که بازیگران و سازندگان دارند. رجوع به دف شود.
۱. خزیدن روی زمین.
۲. با دستوپا راه رفتن.
۳. سرایت کردن بیماری در بدن.
۴. کهنگی در جامه.
(دُ بّ) [ ع . ] (اِ.) خرس . ج . ادباب .
(دَ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - نرم رفتن . 2 - سرایت کردن .
(نجوم) خرس
روش،رسم
۱نهیب ۲رسم
۱نادان ۲لجوج
دیو – موجودی خیالی