Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دایواری

تلفظ بین المللی : /dˈɑjvɑrˌi/ تلفظ :‌ [d'AjvAR,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیواری
  • ساعت دیواری
  • سالنمای دیواری
  • شاخ بر دیواری
  • بیخ دیواری بازی
  • با کاغذ دیواری تزئین کردن
  • بخاری تو دیواری
  • پیچک دیواری
  • دیواریا جرز ستون نما
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دایواری. ( اِخ ) دهی از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار. در 26هزارگزی شمال قصرقند کنار راه مالرو قصرقند به چانف. کوهستانی. با 250 تن سکنه. آب آن رودخانه. محصول آنجا غلات و برنج و خرما و لبنیات. شغل اهالی زراعت گله داری و راه آن مالروست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

ده از بخش قصر قند شهرستان چاه بهار

کلمات مرتبط

  • دیواری
  • ساعت دیواری
  • سالنمای دیواری
  • شاخ بر دیواری
  • بیخ دیواری بازی
  • با کاغذ دیواری تزئین کردن
  • بخاری تو دیواری
  • پیچک دیواری
  • دیواریا جرز ستون نما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات