معانی کلمه : داهل
لغت نامه دهخدا
داهل . [ هَِ ] (ع ص ) مرد سرگشته . (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
داخُل#NAME?
=داخُل
فرهنگ معین
(هُ ) [ معر. ] (اِ. ) نک داهول .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - علامتی که در زراعت و فالیز و مانند آن نصب کنند تا جانوران موذی از آن برهند . ۲ - علامتی که صیادان در صحرا نزدیک به دام نصب کنند تا جانوران از آن برمند و بسوی دام آیند و گرفتار شوند .
مرد سرگشته
مرد سرگشته
