Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دانه چین

تلفظ بین المللی : /dˈɑneː tʃˈin/ تلفظ :‌ [d'Ane: tS'in]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نخل چین دانه
  • چینه دانه
  • دانه چینی
  • چینه دان
  • چینه­دان
  • شیر چینه دان
  • دانه
  • دانه ء دام
  • دانه ای شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دانه چین. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) که دانه چیند. که دانه برچیند. که دانه از زمین بردارد : هواست دانه و من دانه چین و هاویه دام اگر به دانه نمانم بدام درمانم.سوزنی.در پناه پهلوان کبک و تذرو آرد برون چوژکان دانه چین از بیضه شاهین و باز.سوزنی.جهانست بسیار و مردم بسی به تنهاش خوردن نیارد کسی اگر هست پروانه روی زمین هوا مرغ دارد بسی دانه چین.؟ ( از تاریخ سلاجقه ٔکرمان ).زو شده مرغان فلک دانه چین زآن ه...

فرهنگ فارسی

که دانه چیند که دانه بر چیند

کلمات مرتبط

  • نخل چین دانه
  • چینه دانه
  • دانه چینی
  • چینه دان
  • چینه­دان
  • شیر چینه دان
  • دانه
  • دانه ء دام
  • دانه ای شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات