Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دانه ریز

تلفظ بین المللی : /dˈɑneː rˈiz/ تلفظ :‌ [d'Ane: R'iz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • سنگ دانه ریز
  • مصالح دانه ریز
  • دارای دانه های خیلی ریز
  • دارای دانه های ریز
  • خورده و ریز دانه های ناشی از اره کشیدن
  • البالوی دانه ریز
  • البالوی دانه ریز فراتی
  • چشم خروس دانه ریز
  • دانه های ریز برف
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دانه ریز. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب )که دانه ریزد. که چینه فروپاشد. که دانه افشاند. که دانه پراکند. که دانه پخش کند. که هر یک از حبه ها که دارد فروافکند چنانکه نخل ثمر خود را : چو گاوی در خراس افکند پویان همه ره دانه ریز و دانه جویان.نظامی.رطب پیش دهانش دانه ریزست شکر بگذار کو خود خانه خیزست.نظامی.|| دارای دانه های ریزه و خرد. که دانه های خرد دارد. خرددانه. مقابل دانه درشت. مقابل درشت دانه....

فرهنگ فارسی

که دانه ریزد

گویش مازنی

نام مرتعی در آمل

/daane riz/ نام مرتعی در آمل

مترادف و متضاد

granule (اسم)
دانه، گرده، دانه ریز، جودانه

کلمات مرتبط

  • سنگ دانه ریز
  • مصالح دانه ریز
  • دارای دانه های خیلی ریز
  • دارای دانه های ریز
  • خورده و ریز دانه های ناشی از اره کشیدن
  • البالوی دانه ریز
  • البالوی دانه ریز فراتی
  • چشم خروس دانه ریز
  • دانه های ریز برف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات