Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دان مرغ

تلفظ بین المللی : /dˈɑn mˈorq1/ تلفظ :‌ [d'An m'oRq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تخم مرغ دان
  • مرغ دار
  • میش مرغ ریش دار
  • سالاد پیاز داغ و تخم مرغ و ماهی
  • نان برشته تخم مرغ دار
  • مرغ­دانی
  • مرغ دانه
  • تانگوی تخم مرغ داغ
  • دانه مرغ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دان مرغ. [ ن ِ م ُ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) چینه. دانه که بمرغان دهند. || ته غربالی. ته غربیلی. فضول از دانه های مختلف که از بوجاری گندم و جو و حبوب دیگر بدست آید. زیرغربالی. حصل. حصالة. || برف خوره. تگرگهای ریزه در زمستان پس از برف. تگرگ ریز چون ماشی و خردتر که گاهی بزمستان افتد. سرماریزه. سرماریزگی. بژپشنگک. بژ.

فرهنگ فارسی

چینه دانه که بمرغان دهند

کلمات مرتبط

  • تخم مرغ دان
  • مرغ دار
  • میش مرغ ریش دار
  • سالاد پیاز داغ و تخم مرغ و ماهی
  • نان برشته تخم مرغ دار
  • مرغ­دانی
  • مرغ دانه
  • تانگوی تخم مرغ داغ
  • دانه مرغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات