Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دام کشیدن

تلفظ بین المللی : /dˈɑm keʃˈidan/ تلفظ :‌ [d'Am keS'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • داد کشیدن
  • دم کشیدن
  • دامن در کشیدن
  • دار کشیدن
  • داغ کشیدن
  • دامن کشیدن
  • داو کشیدن
  • دم در کشیدن
  • ملانصرالدین کاری نداشت سوزن به تخمش می زد داد می کشید
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دام کشیدن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دام نهادن. دام گستردن. تله نهادن. دام نهادن. ( از غیاث اللغات ذیل دام ). || برداشتن دام. || نجات بخشیدن گرفتاری را.

فرهنگ فارسی

دام نهادن

کلمات مرتبط

  • داد کشیدن
  • دم کشیدن
  • دامن در کشیدن
  • دار کشیدن
  • داغ کشیدن
  • دامن کشیدن
  • داو کشیدن
  • دم در کشیدن
  • ملانصرالدین کاری نداشت سوزن به تخمش می زد داد می کشید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات