معانی کلمه : دالبر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نوعی کنگره دوزی یا برش به شکل حرف دال (د ) یعنی دال های متصل به یکدیگر که در حاشیۀ لباس های زنانه و بچگانه و پیش پرده و امثال آن می زنند.
فرهنگ معین
(بُ ) (ص مف . ) برشی به شکل هفت «۷» و هشت «۸» که جهت زیبایی در لبة بعضی از لباس های زنانه و یا پرده داده می شود.
فرهنگ فارسی
کنگره دوزی یابرش شکل حرف دال درلباسها
( صفت ) قسمی برش که به شکل کنگره هلالی در حاشیه جامه های زنان و کودکان و پرده و غیره ایجاد کنند .
( صفت ) قسمی برش که به شکل کنگره هلالی در حاشیه جامه های زنان و کودکان و پرده و غیره ایجاد کنند .
دانشنامه عمومی
علت نامگذاری این واژه:اگر لبه هرچیزی مثل پارچه - کاغذ - تخته و... را بشکل حرف (د) (دال) پشت سرهم ببرید آنرا دالبر گویند.
مترادف و متضاد
symbolic (صفت)
رمزی، کنایه ای، حاکی، دال بر، علامت دار، نشان دار، نمادین، نمادی
indicative (صفت)
دلالت کننده، اخباری، نشان دهنده، حاکی، اشاره کننده، دال بر، مشعر بر
