معنی کلمه : دالابه
لغت نامه دهخدا
دالابه. [ ب َ /ب ِ ] ( اِ ) شاگردانی که آنان را در قراول میگذارند. ( ناظم الاطباء ). قراول که عرب طلایع گوید :
انجم رخشان که شب با مشعله
بهر پاس خلوتت دالابه است.اما در فرهنگهای در دسترس نبود.
انجم رخشان که شب با مشعله
بهر پاس خلوتت دالابه است.اما در فرهنگهای در دسترس نبود.
