کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داغون-کردن | کلماتور
معانی کلمه : داغون کردن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑq1uːn kˈardan/
تلفظ :
[d'Aq1u:n k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اعصاب کسی را خرد یا داغان یا داغون کردن
داغان کردن
تغییر دادن یا تصحیح کردن
تمیز کردن سر و صورت دادن به
حرارت زیاد دادن و بعد سرد کردن
شکم دادن و باد کردن
شخصیت را مجسم کردن و نشان دادن
داغون
داغون شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
داغون کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) داغان کردن. از هم پاشیدن. متلاشی کردن. تارومار کردن. متفرق و پریشان کردن. رجوع به داغان کردن شود.
فرهنگ فارسی
داغان کردن
کلمات مرتبط
اعصاب کسی را خرد یا داغان یا داغون کردن
داغان کردن
تغییر دادن یا تصحیح کردن
تمیز کردن سر و صورت دادن به
حرارت زیاد دادن و بعد سرد کردن
شکم دادن و باد کردن
شخصیت را مجسم کردن و نشان دادن
داغون
داغون شدن
نظرات