Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : داغ خورده

تلفظ بین المللی : /dˈɑq1 xˈordeː/ تلفظ :‌ [d'Aq1 x'oRde:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خوردگی خاکستر داغ
  • خوردگی داغ
  • خورده دان
  • داغ باطله خورد
  • داغ باطله خوردن
  • داغ خوردن
  • تَرَکخوردگی داغ
  • خوره دار
  • خرده دان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

داغ خورده. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) اثر داغ پدید آمده بر. داغ شده. دارای داغ گشته. داغ دیده.

فرهنگ فارسی

اثر داغ پدید آمده

کلمات مرتبط

  • خوردگی خاکستر داغ
  • خوردگی داغ
  • خورده دان
  • داغ باطله خورد
  • داغ باطله خوردن
  • داغ خوردن
  • تَرَکخوردگی داغ
  • خوره دار
  • خرده دان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات