Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ داستخاله

تلفظ بین المللی : /dˈɑstaxˈɑleː/ تلفظ :‌ [d'Astax'Ale:]
لغت نامه دهخدا
  • داسخاله
  • داستغاله
  • داستکاله
  • فن نمایش داستانها
  • داسغاله
  • داسکاله
  • دستغاله
  • داسگاله
  • دستگاله
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

داستخاله. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) داس کوچکی است که بدان سبزی و تره درو کنند و درخت تاک و امثال آن را نیز بدان بپیرایند. ( برهان ). داسکاله. داسگاله. داسغاله. داستکاله.داسخاله. داستغاله. جاخشوک. صاحب انجمن آرا و بتبع وی صاحب آنندراج گوید:... و معنی ترکیبی داسی است که کالنده یعنی دروکننده و برنده علف و تره است - انتهی. اما کالنده را چنین معنایی نیست. || عصای سرکج. ( برهان ). || معشوقه. ( برهان )....

کلمات مرتبط

  • داسخاله
  • داستغاله
  • داستکاله
  • فن نمایش داستانها
  • داسغاله
  • داسکاله
  • دستغاله
  • داسگاله
  • دستگاله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات