معانی کلمه : داریو
فرهنگ فارسی
شاعر اسپانیایی آمریکایی ( و. متاپا ۱۸۶۷ - ف. ۱۹۱۶ م . ) شاعر غنائی و نویسنده حساس . از وی آثار منظوم داستانهای کوتاه سفرنامه و نمایشنامه های متعدد باقی مانده است.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: dāryu) (= داریوش) ، ← داریوش .
اسم: داریو (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: dāryu) (فارسی: داريو) (انگلیسی: daryu)
معنی: داریوش، نام پادشاهی پیش از ساسانیان، ( = داریوش )، ← داریوش، [این واژه با نام «داریو» ( روبن داریو، Ruben dario ) یکی از شاعران برجسته آمریکای لاتین ( اهل نیکاراگوئه ) هم آوا و هم نویسه می باشد]
معنی: داریوش، نام پادشاهی پیش از ساسانیان، ( = داریوش )، ← داریوش، [این واژه با نام «داریو» ( روبن داریو، Ruben dario ) یکی از شاعران برجسته آمریکای لاتین ( اهل نیکاراگوئه ) هم آوا و هم نویسه می باشد]
