Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : داریه

تلفظ بین المللی : /dˈɑrijˌe/ تلفظ :‌ [d'ARij,e]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • داریه المعارف
  • داریه زدن
  • داریه زنگی
  • داریه نم کن
  • چیزی را روی داریه یا دایره ریختن
  • دیانت داری
  • ربع الدایره
  • ربع دایره
  • رخت داری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

داریه. [دارْ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) مصحف دورویه. دائره. یهودیان طهران دُریِه گویند. حلقه واری است از چوب که بر یک روی یا دو روی آن پوستی کشیده باشند و رامشگران بهمراه دیگر سازها بنوازند. رجوع به دائره و دورویه شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) مونث دایر ( دائر ) دور زننده گردنده . ۲ - خطی گرد که دور چیزی را احاطه کرده باشد . ۳ - سطحی که خطی مدور گرد آنرا احاطه کرده باشد بطوری که فاصله هر یک از نقاط محیط آن نسبت به نقطه مرکزی مساوی بود
دائره

گویش مازنی

۱دف – دایره – داربه ۲دف کوچک که نوعی ساز کوبه ای است

/daarye/ دف – دایره – داربه - دف کوچک که نوعی ساز کوبه ای است

کلمات مرتبط

  • داریه المعارف
  • داریه زدن
  • داریه زنگی
  • داریه نم کن
  • چیزی را روی داریه یا دایره ریختن
  • دیانت داری
  • ربع الدایره
  • ربع دایره
  • رخت داری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات