معانی کلمه : داریا
لغت نامه دهخدا
داریا. [ رَی ْ یا ] ( اِخ ) قریه بزرگ مشهوری از قریه های بخش غوطه دمشق است. نسبت به این قریه را بخلاف قیاس دارانی میگویند. قبر ابوسلیمان دارانی در آنجاست. ( معجم البلدان ). رجوع به دارانی شود.
فرهنگ فارسی
قریه بزرگ مشهوری از قریه های بخش غوطه دمشق
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: dāriyā) (در پارسی باستان) دارنده ؛ (= دارا) .
اسم: داریا (پسر) (فارسی) (تلفظ: dāriyā) (فارسی: داريا) (انگلیسی: dariya)
معنی: دارنده، دارا، ( = دارا )
معنی: دارنده، دارا، ( = دارا )
