Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دارکوب

تلفظ بین المللی : /dˈɑrkuːb/ تلفظ :‌ [d'ARku:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • دارکوب زرین پر
  • دارکوب راه راه
  • دارکوب اریزونا
  • دارکوب استریکلند
  • دارکوب امپراطور
  • دارکوب اندامان
  • دارکوب اوکیناوا
  • دارکوب بال سفید
  • دارکوب بلوط
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دارکوب. ( اِ مرکب ) مرغی که با منقار درخت را سوراخ میکند. ( آنندراج ). رجوع به داربر شود.

فرهنگ عمید

پرنده ای کوچک با پرهای سیاه، سفید، زرد، و سبز که با پنجه های خود به تنه و شاخه های درخت می چسبد و حشرات را با منقار از زیر پوست درخت بیرون می آورد و می خورد، داربر، دارشکنک، دارسنب، درخت سنبه.

فرهنگ معین

(اِمر. ) پرنده ای که بر تنة درختان می نشیند و با منقار محکم و بلند خود از کرم های موجود در آن تغذیه می کند.

دانشنامه آزاد فارسی

دارکوب (woodpecker)خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود نداردپرنده ای از خانوادۀ دارکوب، راستۀ دارکوب شکلان. دارکوب ها برای بالا رفتن از پوست درختان سازش یافته اند و حشرات را از شکاف درختان بیرون می آورند و می خورند. پاهای این جانور بسیار کوتاه، و معمولاً قوی است. ناخن ها پهن اند و قلاب دارند و انگشتان به صورت جفتی قرار گرفته اند: دو انگشت در جلو، و دو انگشت در عقب. پرهای دم به یک نقطه ختم شده اند ...

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) پرندهایست کوچک از راسته بر شوندگان که در همه قاره ها ( باستثنای استرالیا ) زندگی میکند . پرهایش سیاه و سفید و زرد و سبزاست و مانند طوطی با پنجه از ساقه و شاخه های درخت بالا رود و با منقار خود حشرات را از زیر پوست درخت خارج کند و خورد دار توک درخت سنبه داربر دارشکنک .

دانشنامه عمومی

Tapping sound of a woodpecker راهنما·اطلاعاتدارکوب اوکیناوا Sapheopipo noguchiiدارکوب بال سفید Dendrocopos leucopterusدارکوب بلوچی (دارکوب سند) Dendrocopos assimilisدارکوب بلوطی Celeus elegansدارکوب تاج طلایی (دارکوب کاکل زرد) Dendropicos xantholophusدارکوب پیاوی Celeus obrieniدارکوب جیلا Melanerpes uropygialisدارکوب خالدار بزرگ (دارکوب بزرگ) Dendrocopos majorدارکوب دم طلایی Campethera abingoniدار...

گویش اصفهانی

تکیه ای: tortora
طاری: bolbolǰa
طامه ای: deraquwe
طرقی: dârköv
کشه ای: törtöra
نطنزی: tortora

مترادف و متضاد

woodpecker (اسم)
دارکوب

واژه نامه بختیاریکا

دار دُم

کلمات مرتبط

  • دارکوب زرین پر
  • دارکوب راه راه
  • دارکوب اریزونا
  • دارکوب استریکلند
  • دارکوب امپراطور
  • دارکوب اندامان
  • دارکوب اوکیناوا
  • دارکوب بال سفید
  • دارکوب بلوط
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات