Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دارچین

تلفظ بین المللی : /dˈɑrtʃin/ تلفظ :‌ [d'ARtSin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • دارچین چینی
  • روغن دارچین
  • قلم دارچین
  • چائی دارچین
  • چالش دارچین
  • چای دارچین
  • قشلاق دارچین
  • موش کیسه دار دارچین
  • دانه خوار دارچینی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دارچین . (اِخ ) شهرکی است [ به ناحیه ٔ کرمان ] میان بم و جیرفت . آبادان و با نعمت بسیار. و از وی دارچینی خیزد. (حدود العالم ).

دارچین . (اِ مرکب ) شاخهای درختی است که منبع آن جزیره ٔ سیلان است . چوبی است معروف ، سرخ رنگ ، که در طعم شیرین و تندمیباشد و آن را قلم دارچینی نیز می گویند زیرا که ماناست بقلم در طول . || پوست درخت دارچین که آن را میکوبند و بصورت گ...

فرهنگ عمید

۱. درختی با شاخه های دراز و باریک و به شکل بوته، برگ های همیشه سبز، گل های سفید و خوشه ای، و پوست قهوه ای رنگ که در مناطق گرمسیر می روید.
۲. پوست خشک شدۀ این درخت که به عنوان ادویه استفاده می شود و از آن اسانس می گیرند و در ساختن لیکورها نیز استعمال می شود.

فرهنگ معین

(اِمر. ) درختی است که بیشتر در هندوستان و چین می روید، جزو ردة دولپه ای های جدا گلبرگ می باشد و همیشه سبز است . گل های منظم و سفید مایل به زرد دارد، پوست آن را هم که قهوه ای رنگ است دارچین می گویند که به عنوان نوعی ادویه خوشبو در بعضی از غذاهامی ریزن د. ا
(اِمر.) درختی است که بیشتر در هندوستان و چین می روید، جزو ردة دولپه ای های جدا گلبرگ می باشد و همیشه سبز است . گل ه...

دانشنامه آزاد فارسی

پوست خشک شدۀ درختی کوچک، با نام علمی Cinnamomum zeylanicum، از تیرۀ برگ بو. همۀ قسمت های این درخت معطر است. این درخت در سیلان و هندوستان می روید و امروزه در بسیاری نقاط پرورش می یابد. به علت مادۀ سینامالدئید در اسانس آن، و همچنین وجود تانن در این گیاه محرک و قابض است. همچنین، اثر تقویت کنندۀ اعمال هضم و جریان خون دارد و بندآورندۀ خون است. دارچین چین (دارچین سایگون) گونۀ دیگری با نام C. cassia است....

فرهنگ فارسی

( اسم ) درختی است : کوچک از تیره غاریها جزو رده دولپه ییهای جدا گلبرگ که ارتفاعش بین ۵ تا ۷ متر و همیشه سبز است . برگهایش متقابل و دائمی و بیضوی و نوک تیز و چرمی و کامل و بی کرک و صاف و شفاف است . گلهای منظم و سفید مایل به زرد دارد و در هندوستان و چین میروید . دارچین قرفه .
شهرکی است بناحیت کرمان میان بم و جیرفت

دانشنامه عمومی

دارچین نوعی ادویه خوشبو است که در بعضی از غذاها می ریزند. از داروهای گیاهی خوشبو نیز محسوب می شود.درخت دارچین که بیشتر در هندوستان و چین می روید، جزو رده دولپه ای های جداگلبرگ می باشد و همیشه سبز است. بومی سریلانکا است و بهترین آن دارچین سیلانی است. گل های منظم و سفید مایل به زرد دارد، پوست آن را هم که قهوه ای رنگ است دارچین می گویند.Cinnamomum verum یا دارچین اصل یا دارچین سیلانی که پوست داخلی آن...

گویش اصفهانی

تکیه ای: dârčeni
طاری: dârčin
طامه ای: dârčin
طرقی: dârčin
کشه ای: dârčin
نطنزی: dârčin

مترادف و متضاد

cinnamon (اسم)
دارچین، رنگ زرد سبز

کلمات مرتبط

  • دارچین چینی
  • روغن دارچین
  • قلم دارچین
  • چائی دارچین
  • چالش دارچین
  • چای دارچین
  • قشلاق دارچین
  • موش کیسه دار دارچین
  • دانه خوار دارچینی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات