Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دارواش

تلفظ بین المللی : /dˈɑrvˈɑʃ/ تلفظ :‌ [d'ARv'AS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • دارواش اروپایی
  • دارواش سوزنی برگ
  • ایوان دارواش
  • زیر دارواش
  • مرغ دارواش
  • دارواشیان
  • زمان داروشناسی
  • کیل داروا
  • گیاه داروشناس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دارواش . [ دارْ ] (اِ) به زبان دیلمی اسم غنم است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

دارواش . [ دارْ ] (اِ) گی . از تیره ٔ لورانتاسه یک گیاه دارویی است که دارای نمک های پتاس ، آهک ، منیزی ، گلوکز، ید وساپونین میباشد. (کارآموزی داروسازی جنیدی ص 189).

دارواش. [ دارْ ] ( اِ ) گی . از تیره...

فرهنگ عمید

دبق#NAME?

=دبق

دانشنامه آزاد فارسی

دارْواش (mistletoe)گیاه همیشه سبز انگلی، با نام علمی Viscum album، از خانوادۀ دارواش (شیرینک)، بومی اروپا. به صورت بوته ای کوچک، به رنگ سفید مات، روی درختان رشد می کند. این گیاه به رغم داشتن برگ های سبز انگلی است و در اروپا، روی درختان سیب، بید، و تبریزی می روید. در جنگل های شمال ایران به درختان بلوط، افرا، راش و توسکا حمله می کند. اندام مکندۀ این گیاه ریشه هایش اند که بین آوندهای گیاه میزبان منتش...

فرهنگ فارسی

بزبان دیلمی اسم غنم است

سرده‌ای از دارواشیان درختچه‌ای نیمه‌انگلی چوبی با 70 تا 100 گونه که بومی مناطق معتدل و نیمه‌گرمسیری اروپا و افریقا و استرالیا و آسیا هستند و بر روی درختان دیگر می‌رویند؛ برگ‌های آنها سبز با آرایش متقابل یا فراهم است و کمابیش قادر به فتوسنتز (photosynthesis) هستند؛ گل‌ها نامحسوس و سبز مایل به زرد است

دانشنامه عمومی

دارواش (نام علمی: Viscum) یک گیاه نیمه انگلی از تیره صندلیان است، برگ دارد و می تواند قسمتی از مواد غذایی خود را تولید کند.دارواش سوزنی برگ - گونه ای از دارواش که بومی ایران است.این گیاه انگل درختان است ولی خسارت زیادی به آن ها نمی زند و گیاه انگلی خیلی مهمی نیست. بذر آن توسط پرندگانی از قبیل دارکوب در تنه درختان قرار می گیرد و جوانه می زند یا بذر أین گیاه که در مدفوع پرندگانی که قبلاً إز أین گیاه...

گویش مازنی

/daar vaash/ گیاهی انگلی و همیشه سبز بر روی درخت انجیلی و ممرز

مترادف و متضاد

mistletoe (اسم)
دارواش، داروش

فرهنگستان زبان و ادب

{Viscum} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از دارواشیان درختچه ای نیمه انگلی چوبی با 70 تا 100 گونه که بومی مناطق معتدل و نیمه گرمسیری اروپا و افریقا و استرالیا و آسیا هستند و بر روی درختان دیگر می رویند؛ برگ های آنها سبز با آرایش متقابل یا فراهم است و کمابیش ...

کلمات مرتبط

  • دارواش اروپایی
  • دارواش سوزنی برگ
  • ایوان دارواش
  • زیر دارواش
  • مرغ دارواش
  • دارواشیان
  • زمان داروشناسی
  • کیل داروا
  • گیاه داروشناس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات