Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دارس

تلفظ بین المللی : /dˈɑres/ تلفظ :‌ [d'ARes]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دارس فروگیوس
  • دارس فی تاریخ المدارس
  • الدارس فی تاریخ المدارس
  • بورن اوف دم دارس
  • ویک اوف دم دارس
  • ریزپوشینه دارسازی
  • زمین دارسالاری
  • باسل دارسی
  • تامپسون دارسی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دارس. [ رِ] ( ع ص ) محوکننده رسوم و آداب. ( اقرب الموارد ). || خواننده کتاب. ( اقرب الموارد ). || حایض. ( منتهی الارب ). زنیکه در حال عادت ماهانه باشد. || آنکه درس خواند. ( عیون الانباء ).

فرهنگ عمید

کهنه سازنده، ناپدیدکننده.

فرهنگ معین

(رِ ) [ ع . ] (اِفا. ) کهنه ، فرسوده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) کهنه فرسوده
محو کنند. رسوم و آداب

کلمات مرتبط

  • دارس فروگیوس
  • دارس فی تاریخ المدارس
  • الدارس فی تاریخ المدارس
  • بورن اوف دم دارس
  • ویک اوف دم دارس
  • ریزپوشینه دارسازی
  • زمین دارسالاری
  • باسل دارسی
  • تامپسون دارسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات