Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دارتو

تلفظ بین المللی : /dˈɑrtuː/ تلفظ :‌ [d'ARtu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دارتوک
  • دارتودۀ جنگلی
  • دارتوت
  • تپه دارتوان
  • تپه دارتوت
  • دارتوت رحیم
  • دارتوت صیادی
  • دارتوت موالی
  • دارتوس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دارتو. ( اِ ) دُردی که در ته خمره شراب منجمد گردد. ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

دردی که در خم شراب ته نشین می شود، درد شراب.

فرهنگ فارسی

دردی که در ته خمره شراب منجمد گردد

کلمات مرتبط

  • دارتوک
  • دارتودۀ جنگلی
  • دارتوت
  • تپه دارتوان
  • تپه دارتوت
  • دارتوت رحیم
  • دارتوت صیادی
  • دارتوت موالی
  • دارتوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات