معانی کلمه : داربام
لغت نامه دهخدا
داربام. ( اِ مرکب ) شاه تیر. فَرَسب. حَمّال. چوبی است بزرگ که بدان بام خانه پوشند. ( آنندراج ). رجوع به دار شود.
فرهنگ عمید
۱. شاه تیر سقف.
۲. تیرهای ستبر که در سقف خانه به کار می برند.
۲. تیرهای ستبر که در سقف خانه به کار می برند.
