دارایی . (اِ) یک نوع پارچه ٔ ابریشمی که چند تاری پنبه در آن باشد. (ناظم الاطباء).
دارایی . (حامص ، اِ) مکنت . مال . ثروت . رجوع به دارا شود. || اصطلاح حقوق مدنی که شامل دو بخش است یکی اموال و مطالبات یا دارایی مثبت ، و دیگر دیون یا دارایی منفی . (فرهنگ حقوقی )....
فرهنگ عمید
۱. آنچه از خواسته و کالا که مال انسان باشد، سرمایه، ثروت، تمول. ۲. وزارتخانه یا اداره ای که مالیات ها را وصول می کند و به امور درآمد و هزینۀ کشور رسیدگی می کند، مالیه. ۳. [منسوخ] نوعی از پارچۀ ابریشمی موج دار.
فرهنگ معین
(اِمر. ) ۱ - ثروت ، مال . ۲ - داشت ، نگه داشت ، نگهبانی . ۳ - پارچه ای ابریشمین رنگارنگ موج دار. ۴ - وزارتخانه ای که وظیفه اش محاسبه و وصول مالیات می باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
دارایی (estate) (یا: اموال) در حقوق، حق شخص نسبت به هر نوع مال. دارایی غیرمنقول به معنای حق در هر ملک، زمین یا مستغلّات است؛ دارایی منقول به هر نوع دارایی جز دارایی غیر منقول اطلاق می شود.
تا سال ۱۲۸۶ ه. ش .امور مالی ایران بدین طریق اداره میشد که یکی از درباریان بالقب (( وزیر دفتر ) ) عهده دار امور مالی مملکت بود و زیر دست او مستوفیان کار میکردند و صورت جمع و خرج مملکت بدست آنان بود . از بهمن ماه ۱۲۶۸ ه. ش . صنیع الدوله بسمت وزیر مالیه برای اداره مالیه مملکت منصوب شد و بتدریج تشکیلات صورت تازه ای بخود گرفت. در زمان سلطنت رضاه شاه پهلوی تغییرات کلی در آن داده شد . فرهنگستان نام (( ما...
دانشنامه عمومی
دارایی در علم حسابداری، عبارتست از کلیه اموال و حقوقی که دارای ارزش پولی باشند.سرمایه اجتماعیسرمایهکسب و کارکارآفرینیکارآفرینوزارت اقتصاد و داراییتورمبهره (پول)رقابت (علم اقتصاد)دارایی های یک واحد ممکن است پدیده های عینی و مشهود باشند. مثل زمین، ساختمان، موجودی نقدی و موجودی کالا، یا به صورت حقوق مالی و امتیازات غیرقابل رویت، مثل سرقفلی و مطالبات از اشخاص.دارایی ها عرفاً از دیدگاه اراده در ترازنام...