معانی کلمه : داده برداری دوسوگسترش
فرهنگ فارسی
دادهبرداری لرزهای با قرار دادن چشمه در وسط پروفیل لرزهای
فرهنگستان زبان و ادب
{split spread data acquisition} [ژئوفیزیک] داده برداری لرزه ای با قرار دادن چشمه در وسط پروفیل لرزه ای

دادهبرداری لرزهای با قرار دادن چشمه در وسط پروفیل لرزهای