کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : داد پیشه
تلفظ بین المللی :
/dˈɑd pˈiʃeː/
تلفظ :
[d'Ad p'iSe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پیش داد
پیش داد بانکی
دزد پیشه
فولاد پیش پوشش دار
از پیش اگاهی دادن
از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
از پیش خبر دادن
از پیش سفارش دادن
از پیش نشان دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دادپیشه. [ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) که عدالت پیشه دارد. عدل پیشه. که عدل پیشه دارد :
برد سرهنگ دادپیشه زپیش
آن پریچهره را بخانه خویش.
نظامی.
فرهنگ فارسی
عدالت پیشه دارد
کلمات مرتبط
پیش داد
پیش داد بانکی
دزد پیشه
فولاد پیش پوشش دار
از پیش اگاهی دادن
از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
از پیش خبر دادن
از پیش سفارش دادن
از پیش نشان دادن
نظرات