Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : داد و ستد کردن

تلفظ بین المللی : /dˈɑd vˈa sˈetad kˈardan/ تلفظ :‌ [d'Ad v'a s'etad k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیجملات نمونهمترادف و متضاد
  • در بازار داد و ستد کردن
  • حرارت زیاد دادن و بعد سرد کردن
  • داد و ستد
  • داد و ستد ارتباط
  • داد و ستد کالا
  • داد و ستد کودک
  • ستد و داد
  • دوره گردی و داد و ستد بر روی الاغ
  • حکم داد و ستد کودک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیجملات نمونهمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

داد و ستد کردن.[ دُ س ِ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سودا کردن. معامله.

فرهنگ فارسی

بده و بستان کردن، معامله کردن

سودا کردن

جملات نمونه

ما سالها با این شرکت داد و ستد کرده‌ایم

we have had dealings with this company for several years

مترادف و متضاد

trade (فعل)مبادله کردن، معامله کردن، تجارت کردن با، داد و ستد کردنtransact (فعل)معامله کردن، داد و ستد کردنvend (فعل)طوافی کردن، داد و ستد کردن...

کلمات مرتبط

  • در بازار داد و ستد کردن
  • حرارت زیاد دادن و بعد سرد کردن
  • داد و ستد
  • داد و ستد ارتباط
  • داد و ستد کالا
  • داد و ستد کودک
  • ستد و داد
  • دوره گردی و داد و ستد بر روی الاغ
  • حکم داد و ستد کودک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات