Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ داد از خویشتن دادن

تلفظ بین المللی : /dˈɑd az xˈiʃtan dˈɑdan/ تلفظ :‌ [d'Ad az x'iStan d'Adan]
دانشنامه عمومی
  • از دور داد می زنه
  • لعل از سنگ داد
  • هرانچه دوست داری از دست خواهی داد
  • لنگر از کف دادن
  • از پیش اگاهی دادن
  • از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
  • از پیش خبر دادن
  • از پیش سفارش دادن
  • از پیش نشان دادن
دانشنامه عمومی

دانشنامه عمومی

داد از خویشتن دادن؛ کاری را به طور کامل انجام دادن. مثال: «و اندر همه کاری داد از خویشتن بده که هر که داد از خویشتن بدهد از داور مستغنی باشد.» (قابوس نامه)؛ داد تو داده ست کردگار، ترا نیز/ داد به طاعت بداد باید ناچار (ناصر خسرو). || داد از تن خویشتن دادن؛ محاسبه ٔ نفس کردن. مثال: دگر داد دادن تن خویش را/ نگه داشتن دامن خویش را (فردوسی). || داد از خود یا از تن خود دادن؛ کلاه خود را قاضی کردن، انصاف...

کلمات مرتبط

  • از دور داد می زنه
  • لعل از سنگ داد
  • هرانچه دوست داری از دست خواهی داد
  • لنگر از کف دادن
  • از پیش اگاهی دادن
  • از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
  • از پیش خبر دادن
  • از پیش سفارش دادن
  • از پیش نشان دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات