معانی کلمه : خیلخانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. محل اقامت خدم وحشم در خانه.
۲. اقامتگاه سپاهیان.
۳. خاندان، دودمان، طایفه: همه ملک عجم خزانهٴ من / در عرب مانده خلیخانهٴ من (نظامی۴: ۵۸۵ ).
۲. اقامتگاه سپاهیان.
۳. خاندان، دودمان، طایفه: همه ملک عجم خزانهٴ من / در عرب مانده خلیخانهٴ من (نظامی۴: ۵۸۵ ).
فرهنگ معین
(خِ نِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) خاندان ، دودمان ، طایفه .
فرهنگ فارسی
خاندان، دودمان، طایفه
( اسم ) خاندان دود مان طایفه .
( اسم ) خاندان دود مان طایفه .
