Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خیل خیل

تلفظ بین المللی : /xˈejl xˈejl/ تلفظ :‌ [x'ejl x'ejl]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذنب الخیل
  • البورنوس خیل
  • رمدان خیل
  • عرب خیل
  • قری الخیل
  • کاله عرب خیل
  • گالش خیل
  • گل خیل
  • مومج خیل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خیل خیل. [ خ َ خ َ / خ ح ] ( ق مرکب ) گروه گروه. فوج فوج : سپاهی که از بردع و اردبیل بیامد بفرمود تا خیل خیل.فردوسی.بنمود خیل خیل گنه پیش چشم من تا در کدام خیل کنم بیشتر نگاه.سوزنی.ز هر سو جنیبت کشان خیل خیل.نظامی.رسیدند زنهاریان خیل خیل که طوفان بدریا درآورد سیل.نظامی.بعرض جنوبی نمودند میل شکارافکنان هر سویی خیل خیل.نظامی....

فرهنگ فارسی

۱ - گروه گروه . ۲ - بسیاربسیار فراوان بی نهایت .

کلمات مرتبط

  • ذنب الخیل
  • البورنوس خیل
  • رمدان خیل
  • عرب خیل
  • قری الخیل
  • کاله عرب خیل
  • گالش خیل
  • گل خیل
  • مومج خیل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات