Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خیرباد

تلفظ بین المللی : /xirbˈɑd/ تلفظ :‌ [xiRb'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خیرباد گفتن
  • قشلاق خیراباد
  • نامی خیرابادی
  • خیراباد
  • خیرابادی حمیده
  • حمیده خیرابادی
  • مرتضی خیرابادی
  • خیزباد
  • ده خیربالا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خیرباد. [ خ َ / خ ِ ] ( اِ مرکب ) کلمه ای است که در وقت رخصت و وداع یکدیگر گویند. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) : بیا که سازمش اسباب گریه شادی ز خیر باد تو خونی که در جگر دارم.وقوعی تبریزی ( از آنندراج ).ما خیرباد لذت پرواز کرده ایم تعویذ بال چنگل شهباز کرده ایم.صائب.به امید سلامی رفت روز عمر در کویش شبت خوش خسروا بگذر که وقت خیربادست این.خسرو ( از آنندراج )....

فرهنگ فارسی

کلمه ایست که در وقت رخصت و وداع یکدیگر گویند .

کلمات مرتبط

  • خیرباد گفتن
  • قشلاق خیراباد
  • نامی خیرابادی
  • خیراباد
  • خیرابادی حمیده
  • حمیده خیرابادی
  • مرتضی خیرابادی
  • خیزباد
  • ده خیربالا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات