معانی کلمه : خیرات
لغت نامه دهخدا
خیرات . [ خ َ ] (اِخ ) نام محلی است کنار راه زاهدان به قاین میان کلاته ٔ عصمت آباد چونیک در پانصد و بیست و نه هزار و هفتصد و شصت گزی زاهدان . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. چیزهایی که نفع و فایدۀ آن به مردم میرسد.
۲. [قدیمی] کارهای نیکو.
۳. [قدیمی] اجرهای اخروی.
〈 خیرات کردن: (مصدر متعدی) انفاق کردن چیزی در راه خدا.
۱. چیزهایی که نفع و فایدۀ آن به مردم می رسد.
۲. [قدیمی] کارهای نیکو.
۳. [قدیمی] اجرهای اخروی.
* خیرات کردن: (مصدر متعدی ) انفاق کردن چیزی در راه خدا.
۲. [قدیمی] کارهای نیکو.
۳. [قدیمی] اجرهای اخروی.
* خیرات کردن: (مصدر متعدی ) انفاق کردن چیزی در راه خدا.
فرهنگ معین
(خِ ) [ ع . ] (ص . اِ. ) جِ خیره ، کارهای نیکو، اعمال پسندیده .
فرهنگ فارسی
کارهای نیکو، کارهایی که نفع آن به مردم برسد
(صفتاسم ) جمع خیره . ۱ - بسیار خیرها. ۲ - کارهای نیکو اعمال حسنه .
نام محلی است کنار راه زاهدان به قاین میان کلاته عصمت آباد چونیک در پانصد و بیست و نه هزار و هفتصد و شصت گزی زاهدان .
(صفتاسم ) جمع خیره . ۱ - بسیار خیرها. ۲ - کارهای نیکو اعمال حسنه .
نام محلی است کنار راه زاهدان به قاین میان کلاته عصمت آباد چونیک در پانصد و بیست و نه هزار و هفتصد و شصت گزی زاهدان .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
روستایی از دهستان استرآباد رستاق گرگان
/Kheyraat/ روستایی از دهستان استرآباد رستاق گرگان
مترادف و متضاد
alms (اسم)
صدقه، خیرات، خیر
charity (اسم)
صدقه، خیرات، خوش قلبی، دستگیری، نیکوکاری
handout (اسم)
خیرات، خیر، اعانه، نوبت بازی
