معانی کلمه : خیالستان
لغت نامه دهخدا
خیالستان. [ خ َ / خیا ل ِ ] ( اِ مرکب ) جای خیال. محل خیال. خیال جای. خیالکده :
بگرد دل درین سودا تمام عمر گردیدم
چو قدش سرو موزونی ندیدم در خیالستان.|| بسیاری توهمات و تصورات. ( ناظم الاطباء ).
بگرد دل درین سودا تمام عمر گردیدم
چو قدش سرو موزونی ندیدم در خیالستان.|| بسیاری توهمات و تصورات. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جای خیال محل خیال
