Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خیاط

تلفظ بین المللی : /xˈajjɑt/ تلفظ :‌ [x'ajjAt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • خیاط رومبلی و پرده و غیره
  • خیاط زنانه
  • خیاط لباس های محلی و ویژه
  • خیاط ابوعلی یحیی بن غالب
  • خیاط رجبعلی
  • خیاط یوسف
  • خیاط سر
  • خیاط سری
  • خیاط نشون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

خیاط. [ خ َی ْ یا ] (اِخ ) جرجی افندی از ادیبان و شاعران حلب بود.

خیاط.[ خ َی ْ یا ] (اِخ ) حبیب از پزشکان عرب و یکی از اطباء بیمارستان قصرالعینی بود. (از معجم المطبوعات ).

خیاط. [ خ َی ْ یا ] (اِخ ) حنا. او یکی از پزشکان عرب بود و کتاب لمعة اختباریة و فنة فی الحمی التیفوئیدیة از اوست . (از معجم المطبوعات )....

فرهنگ عمید

کسی که به دوختن لباس برای مردم می پردازد.

فرهنگ معین

(خَ یّ) [ ع . ] (ص فا.) درزی ، کسی که لباس می دوزد.

( ~.) [ ع . ] (اِ.) 1 - آنچه بدان جامه دوزند. 2 - سوزن . 3 - گذرگاه ، معبر.

(خَ یّ ) [ ع . ] (ص فا. ) درزی ، کسی که لباس می دوزد.
( ~. ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - آنچه بدان جامه دوزند. ۲ - سوزن . ۳ - گذرگاه ، معبر.

فرهنگ فارسی

سوزن که با آن جامه بدوزند، جوالدوز، دوزنده، درزی، درزیگر، کسی که برای مردم لباس بدوزد( صفت ) آنکه جام. مردم دوزد درزی جامه دوز .یحیی بن غالب مکنی به ابو علی که بعضی او را اسمعیل ابن محمد گفته اند شاگرد ماشائ الله و یکی از افاضل منجمان است و از اوست : ۱ - کتاب المدخل ۲ - کتاب المعانی ۳- کتاب الموالید ۴- کتاب تحول سنی الموالید ۵ - کتاب المنثور که آنرا از آن یحیی بن خالد نوشته است . ۶ - کتاب قضیب الذ...

دانشنامه عمومی

خَیّاط یا دوزنده (در قدیم: دَرزی) شخصی است که به وسیله پارچه و چرم لباس های حرفه ای، مردانه و زنانه را ساخته، تعمیرات و یا تغییر می دهد.خیاط در مفهوم مدرن آن به سازندگان لباس، کت و شلوار و شلوار تک و پیراهن مردان و زنان معمولا از جنس پشم و پارچه کتانی یا ابریشم اشاره دارد.wiki: فیلم کمدی درام به کارگردانی جوسلین مورهوس، محصول سال ۲۰۱۵ کشور استرالیا است؛ که در تاریخ ۱ اکتبر ۲۰۱۵ به اکران درآید. فیل...

مترادف و متضاد

درزی، دوزنده

seamstress (اسم)
خیاط زنانه، خیاط، دوزنده، زن دوزنده، دوخت گر

tailor (اسم)
خیاط

فرهنگ فارسی ساره

جامه دوز، دوزنده

واژه نامه بختیاریکا

دوزا

کلمات مرتبط

  • خیاط رومبلی و پرده و غیره
  • خیاط زنانه
  • خیاط لباس های محلی و ویژه
  • خیاط ابوعلی یحیی بن غالب
  • خیاط رجبعلی
  • خیاط یوسف
  • خیاط سر
  • خیاط سری
  • خیاط نشون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات