Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خویش و تبار

تلفظ بین المللی : /xˈiʃ vˈa tabˈɑr/ تلفظ :‌ [x'iS v'a tab'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خویش و قوم
  • خویش و قوم مونی
  • خویش و قوم پرستی
  • خویش و پیوند
  • قوم و خویش
  • قوم و خویش سببی
  • قوم­ و ­خویش
  • اقلیدس و رقبای مدرن خویش
  • ادم و ظلم به خویش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خویش و تبار. [ خوی / خی ش ُ ت َ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) قوم و خویش. منسوبان. نزدیکان. عشیرة :
ز کین و مهرش چون خلق ساعة اندر ملک
همی فزاید خویش و تبار آتش و آب.
ابوالفرج رونی.

فرهنگ فارسی

قوم و خویش منسوبان

کلمات مرتبط

  • خویش و قوم
  • خویش و قوم مونی
  • خویش و قوم پرستی
  • خویش و پیوند
  • قوم و خویش
  • قوم و خویش سببی
  • قوم­ و ­خویش
  • اقلیدس و رقبای مدرن خویش
  • ادم و ظلم به خویش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات