خویش را گم کردن. [ خوی / خی گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مغرور بودن. متکبر بودن. رتبت و حالت خود نشناختن. ( آنندراج ). پا از حدخود بیرون گذاردن. بحد و اندازه خود واقف نبودن. حد خود ندانستن. بگذشته خود توجه نکردن : دیو از شکل سلیمان پای بر مسند گذاشت یافت چون نااهل دولت خویش را گم می کند.مخلص کاشی ( از آنندراج ). || مضطرب و سراسیمه شدن. ( آنندراج ). گیج شدن. دست و پای خود را گم کردن : خویش را از بیم چر...