Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوی الود

تلفظ بین المللی : /xˈuːj ˈaːlvad/ تلفظ :‌ [x'u:j 'a:lvad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خوی آلود
  • خوی آلوده
  • خوی الوده
  • خون آلود
  • خون الود
  • خون الود کردن
  • چشم خون آلود
  • چشم خون الود
  • خون آلود کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( خوی آلود ) خوی آلود.[ خوَی ْ / خَی ْ / خِی ْ / خُی ْ ] ( ن مف مرکب ) عرق آلود. خیس از عرق. عرقدار. خوی آلوده. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( خوی آلود ) عرق آلود خیس از عرق

کلمات مرتبط

  • خوی آلود
  • خوی آلوده
  • خوی الوده
  • خون آلود
  • خون الود
  • خون الود کردن
  • چشم خون آلود
  • چشم خون الود
  • خون آلود کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات