معانی کلمه : خوناب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(اِمر. ) ۱ - خون آمیخته به آب . ۲ - اشک خونین .
فرهنگ فارسی
بخش مایع خون یا تنابه
( اسم ) ۱ - خون آمخیته به آب . ۲ - اشک خونین . یا خوناب زرد . اشک .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
آبخون، خونابه
فرهنگستان زبان و ادب
{plasma} [زیست شناسی] بخش مایع خون یا تنابه
