Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خون میز

تلفظ بین المللی : /xˈuːn mˈiz/ تلفظ :‌ [x'u:n m'iz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • خون میزی
  • خون میزه
  • تصویربرداری وابستگی میزان اکسیژن خون
  • ور خو میز
  • قنات میزرارحیم خان مرند
  • علی قلی خان مازندرانی اصفهانی
  • ادم خونریز
  • بدون خونریزی
  • جلو خونریزی را گرفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

خون میز. ( اِ مرکب ) نام مرضی است که در گاو و گوسفند پدید آید. خون شاش. در نهاوند این مرض را «خون میز» و در اصفهان «شکاری » و در خراسان «سپرزی » و در کرج «خون شاش » می نامند. اسبل تو، زهره تو. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نام مرضی است که در گاو و گوسفند پدید آید .

گویش مازنی

مدفوعی که با خون هم راه باشد

/Khoon miz/ مدفوعی که با خون هم راه باشد

کلمات مرتبط

  • خون میزی
  • خون میزه
  • تصویربرداری وابستگی میزان اکسیژن خون
  • ور خو میز
  • قنات میزرارحیم خان مرند
  • علی قلی خان مازندرانی اصفهانی
  • ادم خونریز
  • بدون خونریزی
  • جلو خونریزی را گرفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات