کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خون-راه-انداخت | کلماتور
معنی کلمه : خون راه انداخت
تلفظ بین المللی :
/xˈuːn rˈɑh ˈandɑxt/
تلفظ :
[x'u:n R'Ah 'andAxt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خون راه انداختن
خود را به مخاطره انداختن
با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
شاخک های خود را به کار انداختن
کسی را با خود چپ انداختن
کلاه خود را به هوا یا اسمان انداختن
خون راه افتادن
خود راه انداز
خود راه اندازی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خون راه انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) سخت جنگ و غوغا کردن. جدال و نزاعی سخت ایجاد کردن. سخت بنزاع و جدال برخاستن : اگر بداند فلان کار شده است خون راه می اندازد. ( یادداشت مؤلف ).
کلمات مرتبط
خون راه انداختن
خود را به مخاطره انداختن
با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
شاخک های خود را به کار انداختن
کسی را با خود چپ انداختن
کلاه خود را به هوا یا اسمان انداختن
خون راه افتادن
خود راه انداز
خود راه اندازی
نظرات